الملا فتح الله الكاشاني

292

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

بالَهُمْ حال ايشان را در دين و دنيا و زنگ ضلل از دل ايشان بصيقل ايمان بزدايد تا در راه او عصيان نورزند . ذلِكَ آن ضلال و اصلاح بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بسبب آنست كه آنان كه كافر شدند اتَّبَعُوا الْباطِلَ پيروى كردند باطل و تبه روزگارى را وَ أَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا و آنان كه گرويدند و ايمان آوردند اتَّبَعُوا الْحَقَّ پيروى كردند سخن حق را يعنى قرآن را كه نازل شده مِنْ رَبِّهِمْ از نزد پروردگار ايشان كَذلِكَ هم‌چنين يعنى بر همين طريق يَضْرِبُ اللَّهُ مىكند و روشن ميسازد خداى لِلنَّاسِ براى مردمان أَمْثالَهُمْ احوال ايشانرا و اكثر برآنند كه ضمير راجع بفريقين است يعنى حق تعالى بيان اين دو گروه مىكند به جهت مردمان تا حق را از باطل و نيك را از بد فرق كند و به اين هر دو گروه عبرت گيرند و تابع هدى شوند و از هوى محترز شوند و يا بيان مىكند مثلهاى ايشان به اين وجه كه اتباع باطل مثل عمل كفار گردانيده و اضلال را مثل خبيث ايشان و اتباع حق را مثل اهل ايمان و تكفير سيئات را مثل قوة ايشان بعد از آن مؤمنان را بقتال كافران امر مىكند و ميگويد كه چون كفار از كفر خود باز نمىايستند و بدان اصرار ميكنند و در انكار ميافزايند . فَإِذا لَقِيتُمُ پس هرگاه به‌بينيد اى اهل ايمان در وقت محاربه الَّذِينَ كَفَرُوا آنان كه نگرويدند فَضَرْبَ الرِّقابِ پس بزنيد گردن ايشانرا گردن زدنى مراد مطلق كشتن است بهر نوع كه باشد ليكن چون اكثر قتل بضرب رقاب است از اين جهت جميع انواع قتل بر آن معبر شد پس مراد آنست كه بكشيد كفار را در حينى كه حرب قايم شد بهر نوعيكه توانيد چون غرض قتل است نه تحضيص ضرب عنق حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ تا چون بسرحد ثخانه و غلظت رسانيد قتل ايشانرا يعنى بسيار بكشيد ايشانرا و يا به جهت كثرت خراج ايشانرا گران سازيد بر وجهيكه بقيام حرب اقدام نميتوانند نمود فَشُدُّوا الْوَثاقَ پس محكم كنيد بند را يعنى بعد از اسيرى اسارى بند را بر دست و پاى ايشان استوار كنيد تا نگريزند فَإِمَّا مَنًّا پس يا منت نهيد بر ايشان منت نهادنى بَعْدُ بعد از اسر و شد وثاق يعنى بعد از اين حال ايشانرا آزاد كنيد بدون عوض وَ إِمَّا فِداءً و فدا گيريد از ايشان فدا گرفتنى يعنى مخيريد ميان من و فداء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ تا بنهند اهل حرب أَوْزارَها اسلحه حرب را كه بدون آن بحرب قيام نميتوانند نمود يعنى اينحكم شما را باقيست تا حينى كه منقضى شود حرب و باقى نماند مگر مسلمى يا مسالمى و گويند مراد آنست كه تا بنهند اهل حرب شرك و معاصى خود را كه وزر و و بال ايشان است و بدين اسلام درآيند غرض كه اين احكام در اين